× کسب و کارتکنولوژی و فناوریمد و زیباییگردشگریهنر و آثار هنرىساعت و جواهرات مزایده ها و حراجى هااقتصاد حساب کاربری
۱۳۹۹,۱۱,۱۱
128

دلار به زیر 15000 تومان می رسد ؟

دلاری که حرف از 50 تا 60 هزارتومان رفتنش زده شده بود آیا روی قیمت 22 هزار تومان آرام خواهد گرفت؟

 

در یک ساله گذشته مهمترین پارامتری که روی قیمت ارز تاثیر گذار بوده تحولات سیاسی بوده است. آیا این حرف حرف درستی است ؟ تحلیل گران بازار ارز این حرف را درست می پندارند . تحلیل گران بر این اعتقادند که بازار ارز بازاری است که از پارامتر های اقتصادی و سیاسی بصورت همزمان تاثیر می پذیرد و این اتفاقا مختص کشور ما نیست . مثلا اگر دلار آمریکا جایگاه فعلی را در دنیای الان دارد در اصل به خاطر حمایت سیاسی گستره ای است که دولت آمریکا از دلار آمریکا به عنوان یک ارز ذخیره انجام می دهد و این جایگاه دلار آمریکا صرفا بر اساس پارامترهای اقتصادی که فدرال رزرو متولی آن است به وضعیت امروز نائل نشده است یا وقتی که به دعوای چین و آمریکا بر سر قضیه تراز تجاری نگاه می کنیم ، نرخ یوان و اتهام دستکاری نرخ یوان برای کاهش ارزش آن و بدست آوردن مزیت صادری همیشه مطرح بوده است و این هم نشان می دهد و نرخ ارز می تواند در یک دعوای سیاسی مابین دو کشور در این ابعاد مطرح شود .

 

در زمینه کشور خودمان در تحریم های اخیر همیشه نرخ ارز به عنوان پارامتری بوده است که نمایندگان دولت آمریکا برای موفقیت تحریم ها همیشه به آن استناد کرده اند و قطعا هم آن ها همچنین برنامه ای داشته اند و بلوکه کردن ذخایر ارزی کشور و قطع مهمترین منبع درآمد ارزی کشور یعنی صادرات نفت هدفی جز این نداشته که بازار ارز ایران را بشدت تحت فشار قرار بدهد و یک بحران ارزی را به کشور تحمیل بکند و این بحثی است که از طریق سیاست خارجه و مسائل مرتبط با آن تحمیل می شود . یکسری مسائل سیاسی هم در داخل کشور وجود دارد و بازار ارز فعلی بازاری نیست که از مسائل سیاسی داخل کشور هم مصون باشد . سیاست سرکوب نرخ ارز در سال های قبل و یا سیاست های دیگری که شاید خیلی با منطق اقتصادی درست در نمیامدن ، ریشه های سیاسی دارند . در سه سال گذشته ، یعنی از زمانی که ترامپ از برجام خارج شد ، مهمترین پارامتری که بازار ارز را تحت تاثیر قرار داده است ، مسائل سیاسی هم خارجی و هم داخلی بوده است . در یکساله گذشته که کرونا هم اقتصاد جهانی و هم اقتصاد کشور ما را تحت تاثیر خود قرار داد و هم اینکه تحریم ها بشدت پرفشار بود ، بانک مرکزی برای مدیریت بهتر بازار ارز چه کار هایی انجام داد ؟

بانک مرکزی مجموعه مستقلی نیست که قرار باشد از بانک مرکزی انتظار داشته باشیم که وارد میدان شود و یکسری امور را به اختیار خودش انجام دهد و اگر به نتیجه درستی نرسید ، بانک مرکزی را متهم شود که کم کاری داشته است و می توانسته کار بیشتری انجام دهد . اگر بخواهیم واقع نگرانه بگوییم که بانک مرکزی چه کارهایی می توانست انجام دهد تا در این اوضاع بازار ارز وضع بهتری داشته باشد ، افزایش نرخ ارز 4200 تومانی می توانست قدمی باشد از طرف بانک مرکزی تا بخشی از فشارها از روی بودجه و نقدینگی کاهش پیدا کند .

 

 

در بهار و تابستان مشخص شد که یک جوشش نقدینگی عجیبی در بازارها بوجود آمده است و بانک مرکزی می توانست از طریق افزایش سود بانکی به نوعی بخشی از این نقدینگی ها را به نظام بانکی و در حساب های سپرده بلند مدت بیاورد . ولی خب آنچه که مشاهده کردیم این بود که که در اواخر بهار اجازه داد سود بانکی به زیر 10 درصد برسد . بازدهی نرخ اسناد خزانه حدود 15 درصد شد و دقیقا این زمانی است که بازارهای مختلف بشدت روند صعودی داشتند از جمله بازار بورس . شاید حساب و کتاب از دست بانک مرکزی خارج شده بوده که این اتفاق افتاده است و شاید هم به عمد بوده است ، در صورتی که این تصمیم تصمیم منطقی نبود ، اگرچه دولت توانسته از رونق بورس استفاده کند و از آنجا بتواند تامین مالی کند . 

تحلیلگران معتقدند که بانک مرکزی در سال گذشته شفافیت خاصی ارائه نداده و کار تحلیل را دشوارتر کرده است . در واقع از آبان ماه سال گذشته که نرخ ارز شروع به افزایش پیدا کرده است و بعد حادثه ناگوار سردار قاسم سلیمانی و در بهمن ماه قرار گرفتن در لیست سیاه FATF و بعد هم ویروس منحوس کرونا ، تقریبا بیشتر سیگنال هایی که از بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز رسیده است سیگنال های بشدت متناقضی بوده است . نمونه از این سیگنال های متناقض را هفته گذشته وقتی نرخ ارز بشدت کاهش یافته بود ؛ ریاست بانک مرکزی اجازه گذشت زمان نداد و فورا گفت که نرخ ارز انشاالله کاهش پیدا می کند و الان اگر در این سطح هست بازم پایین تر خواهد رفت ولی در مقابل مجموعه خود ایشون نرخ ارز را افزایش داد . بنابراین می توان گفت سیگنال های متناقضی که به بازار داده شده بود ، التهاباتی وارد بازار ارز کرد و البته که بلاتکلیفی بازیگران بی تاثیر نبوده است که مقداری از آن قطعا غیر ضروری بوده است . رئیس جمهور در هفته گذشته صحبت کردند و گفتند اگر بانک مرکزی به منابع مسدود شده خودش دسترسی پیدا کند ما به دلار های 15 هزار تومان هم خواهیم رسید .

 

 

تحلیلگران در پاسخ این صحبت ها گفتند که اگر منابع ارزی ایران آزاد شود و ما در ادامه اش بتوانیم به نرخ 15 تومانی برسیم امری نشدنی نیست و امکان رخ دادنش هست  ولی باید در نظر داشت که آیا فقط آزادی ذخایر ارزی است یا فروش نفت هم شامل آن می شود و ارز حاصل از صادرات نفت هم خواهد بود ! اگر گشایشی در خصوص صادرات نفت انجام نشود ، چون در حال حاضر بازار نفت با مازاد تقاضا مواجه شده است و اگر که در بودجه لحاظ کردیم که قرار است دو و سه دهم بشکه نفت بفروشیم ، باید دید آیا در عمل این اتفاق می افتد یا نه ؟! تحلیل گران بازار ارز معتقدند آزاد شدن ذخایر ارزی یک موضوع است و منابع حاصل از فروش نفت داستانی دیگر است  و اگر این دو اتفاق همزمان رخ دهد ممکن است نرخ به 15 تومان و چه بسا کمتر هم برسد ولی آیا این امر منطق اقتصادی دارد ؟ به گفته تحلیل گران هیچ منطق اقتصادی ندارد  ولی خب منطق اقتصادی پشتوانه خیلی از مسائل نبوده بخصوص مسائل مربوط به بازار ارز .

نمونه بارز آن ارز 4200 تومانی است ، که تقریبا با هیچ استدلال اقتصادی نمی شود پذیرفت که این نرخ که قبل از خروج ترامپ و اون شوک به اقتصاد ایران اتخاذ شده بتونه تا سه سال در شرایط مختلف ادامه پیدا کند ؛ ولی خب ما دیدیم که این اتفاق افتاد و ده ها هزار دلار از ارزهای کشور به انواع مختلف و کالاهای متفاوت تخصیص داده شد که در نهایت ارزانی برای کشور به بار نیاورد . البته عده ای اعتراف کرده اند که این امر آلوده به فساد هم بوده است و در امر تخصیص هم مشکلاتی ایجاد شده بوده است . ولی تخصیص هم کار خودشان بوده و کسی خارج از آن مجموعه کاری انجام نداده است . در واقع به عرض 15 تومانی رسیدن این داستان را دارد که به این نرخ می رسانند و اینچنین نیست که رابطه ای که بین خریدار و فروشنده که در این بازار وجود دارد باعث بشود که به آن نرخ برسند .

 

 

در اصل مهمترین بازیگران بازار اصل مجموعه دولت و بانک مرکزی می باشد و می توانند بازار را کنترل کنند و اگر دستوری بیاید که از ذخایر استفاده بکنند و نرخ ارز را کاهش بدهند این اتفاق ممکن است بیفتد . همانطور که در هفته گذشته دیدیم که نرخ ارز حدود 10 درصدی توانست کاهش پیدا کند . تحلیل گران روایت می کنند که مهمترین استفاده ای که از ذخایر ارزی می توان کرد این است که ما نگاهی هم به آینده داشته باشیم چون سال های آتی برای ایران سال های خوبی از نظر منابع ارزی نخواهد بود ، حتی اگر ما به یک تفاهم جامع با آقای بایدن از نظر ارزی برسیم ، بازار نفت به دلیل کرونا و تغییر ساختار این بازار ممکن است که نتواند درآمدهای بالای ارزی را برای ما تامین بکند . ولی باید توجه داشت که آقای ترامپ و حامیان وی در انتخابات نزدیک به 47 درصد رای داشته اند و این خود زنگ خطر بزرگی است که اگر در انتخابات بعدی فردی مانند ترامپ و یا خود شخص ترامپ باشند اصلا بعید نیست که قدرت به دست آنان برسد . باید دید برای آینده چه فکری داریم و باید هم از نظر اقتصادی و هم سیاسی به این موضوع نگاه کرد و مسلما منابع ارزی که در حال حاضر داریم و منابع ارزی که سال های آتی بدست خواهیم آورد ، از این نظر بسیار مهم و حیاتی هستند .

 

 

دولت های تا کنون تصمیم بر این داشتند که نرخ دلاری که در محاسبات بودجه خود در نظر می گیرند پایین تر از دلار موجود در بازار آزاد باشد ، آیا این تصمیمات فایده ای هم داشته است ؟ نگرش سیاست گذاران اقتصادی به دو مقوله نرخ ارز و سود بانکی همیشه یک نگرش سیاسی بوده است و اینکه آن ها این دو مقوله را تا به حال به چشم هدف سیاسی دیده اند تا ابزار اقتصادی . در واقعیت نرخ ارز و نرخ سود بانکی ابزار های اقتصادی هستند که باید ما را به اهداف اقتصادی کلانتر برسانند ، مثل رشد اقتصادی و اشتغال زایی ولی در کشور ما تبدیل به یک هدف شده اند و ما فکر می کنیم که فارغ از اینکه در کشور در جای جای اقتصادمان چه اتفاقی می افتد و فارغ از اینکه وضعیت سیاسی مان به چه نحو است ، نرخ ارز و نرخ سود بانکی همیشه باید کاهش پیدا کند . بنابرین اینکه بگوییم چه فایده هایی دارد ، مسلما بخشی فایده های سیاسی برای دولت دارد و هر وقتی که نرخ ارز پایین نگه داشته می شد ، دولت ها سعی می کردند یک رویه آرامی در دریای اقتصاد را برای مردم به نمایش بگذارند ، در صورتی که به دلایل مختلف بخصوص به دلیل افزایش لجام گسیخته نقدینگی، زیر این آب آرام همیشه یک جریان شدیدی اتفاق افتاده است . در گذشته به دلایل درآمدهای نفتی موجود این امکان وجود داشته برای دولت ها که این نمایش سیاسی را داشته باشند و بگویند که ما نرخ ارز را پایین نگه داشتیم و یک ارزانی ناشی از واردات ارزان وارد کردیم . ولی مشکل الان ما این است که دسترسی به منابع ارزی نداریم و به همین خاطر با قطع شدن ما از اتصال با اون منابع ارزی ( هم ذخایر ارزی که بلوکه شدن و هم فروش نفت که بشدت کاهش پیدا کرده است ) دیگر دولت های ما قادر نیستند تا چهره آرام اقتصاد را نشان دهند . در دی ان ای سیاست مدار ایرانی فارغ از اینکه چه شرایط اقتصادی و سیاسی وجود دارد می خواهد که نرخ ارز را کاهش دهد و نرخ سود بانکی را پایین بیاورد و البته که هیچ وقت هول این مسئله نمی روند که ریال آن چیزی که دارد نرخ ارز را کاهش می دهد و آن چیزی که نرخ سود بانکی را باعث می شود که افزایش پیدا کند در واقع لجام گسیختگی و بی نظمی دولت است بالخصوص در مسئله بودجه  و به نوعی آن ها خط قرمز هستند .

 

 

تورم روند کاهش دادن مشخصی دارد ولی چون قرار نیست که به سراغ آن ها بروند در واقع یک نوع خط قرمز به حساب می آید و قرار است تورم ، افزایش نقدینگی ، ساختار بودجه و افزایش هزینه سر جایشان باشند و همزمان ما بگوییم که نرخ ارز و نرخ سود بانکی را می خواهیم کاهش دهیم و به دلیل همین تناقض است که عملکرد دولت های ایران در هر دو زمینه عملکرد درخشانی نبوده و کارنامه سیاهی داشته اند در حفظ ارزش پول ملی و همینطور نگه داشتن نرخ سود بانکی .با توجه به اینکه بانک مرکزی اصلی ترین تامین کننده دلار 4200 است و قرار است در سال آینده به جز برای دارو برای سایر گروه ها حذف شود ، آیا حذف دلار 4200 تومانی تاثیر روی بخش عرضه نخواهد داشت ؟ اگر شرایط عرضه ارز 4200 بهبود پیدا کند و اختصاص این ارز کاهش پیدا بکند ، چشم انداز به آینده بازار ارز بهتر می شود به این دلیل که آن ارز های که قبلا با ارزش ناچیزی از دست دولت و بانک مرکزی خارج می شده است ، این ها با مبالغ بالاتری می توانند فروخته شوند و منابعی را برای مجموعه دولت ایجاد می کنند .

 

 

بنابراین کمک می کند افزایش نقدینگی کاهش پیدا بکند و چشم انداز تورمی به نحوه ی دیگری کاهش پیدا کند . مثلا در قضیه گوشت که ارز 4200 تومانی به آن اختصاص داده می شد ، در یک مقطعی به دلیل قاچاق گوشت و مسائل دیگری که ایجاد شد نرخ گوشت با نرخ ارز آزاد به دست مردم می رسید ، تا اینکه در یک جایی تصمیم شجاعانه گرفتند و ارز 4200 را حذف کردند و جالب این بود که بعد از حذف ارز 4200 قیمت گوشت کاهش پیدا کرد و به خاطر این بود که نرخ غیر واقعی سبب عدم توازن شده بود و هم تمایل به احتکار کالا را بیشتر کرده بود و هم اینکه تمایل ایجاد شده بود که در خواست خرید منابع ارزی را بیشتر به سمت خودش جذب می کرد . افزایش نرخ ارز دولتی 4200 و یا حذف بسیاری از کالا ها به یک نوعی چشم انداز بهتری ایجاد می کند و هم در خصوص ارز و هم در خصوص کالا ها عرضه را بهبود می بخشد . تامین کننده ارز 4200 بخش خصوص نبوده که بخواهد تصمیم بگیرد که عرضه انجام بدهد یا ندهد . در سال آینده عوامل موثر بر روی عرضه و تقاضای قیمت ارز را چه مواردی می توان دانست؟

 

 

خیلی سخت است که سایه سیاست را از بازار ارز کنار بزنیم و مسلما درگیر این هستیم که از نظر سیاسی دولت بایدن چه کاری انجام خواهد داد و ما چه کاری انجام خواهیم داد و از سمت خود ما هم صدای واحد و متحدی به گوش نمی رسد . ما در سال آینده انتخابات ریاست جمهوری هم داریم که بخشی از سیاست داخلی ما است که ممکن است به پیچیدگی داخلی ما زیاد کند ولی اگر بخواهیم فارغ از این مسائل عمل کنیم ، بودجه است که همین الان هم در جریان قرار دارید که رئیس جمهور روی نرخ 11500 تاکید دارد و مجلس روی نرخ 17500 . که موضع مجلس نسبت به نرخ ارز بیشتر مورد تایید تحلیل گران بازار ارز می باشد . ولی علاوه بر افزایش نرخ ارز ، هزینه ها هم در بودجه افزایش پیدا کرده است و ای کاش هزینه ها افزایش پیدا نمی کرد و ارز روی 17500 می ماند که می توانست سیگنال مثبتی باشد برای ایران در سال آینده و کمی از التهابات ناشی از چشم انداز منفی نقدینگی و تورم کاهش بدهد .

دیدگاه ها :
نوشتن مطلب